- رواندا
برگردان شیرین سادات صفوی - از بخش علمیتخیلی
به تاریخ یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶بخشی از داستان...
و کنار آن پوسته، چیز بهتری قرار دارد ... یک حشره، چاق و رنگپریده و آنقدر بزرگ که نیمی از کف دست کوچکت را بپوشاند. حشره زنده است؟ این طور به نظر میرسد. آن طور که تو نفس میکشی، نفس نمیکشد. آن چشمهای حشرهگون و تیرهاش هم بسته نمیشود و پلک نمیزند یا کوچکترین نشانی از احساس در آنها به چشم نمیخورد. ولی این موجود نرم و مرطوب است و به نظر میرسد اعضای بدنش در پاسخ به سیخونکهای کوچک تو، به آرامی حرکت میکنند. یک جفت بال از پشت... مطالعه این داستان
- خواسته، نیاز، حق
برگردان شیرین سادات صفوی - از بخش علمیتخیلی
به تاریخ جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۸۷بخشی از داستان...
میخواهم یک سری بخرم.»
«و این تماشاچیها برای کی هستن؟»
«فقط خودم. هدیه یا چیز دیگهای نیست.»
«معذرت میخوام قربان، ولی مگه شما سزاوار هدیههای گاه به گاه نیستید؟»
«فکر کنم هستم.»
«بهترین هدیهها، اغلب همونهایی هستند که به خودمون میدیم.»
«خوب حق با شماست.»
«خوب، خیلی ممنون.»
خندهی شیرین و با نشاطی کرد و گفت: «و میشه بپرسم، کاربرد این تماشاچیها چی هست؟»
«کمدی.»
«میخواهید خندهدار باشند؟»
« نه نه. میخواهم من جوک بگویم و... مطالعه این داستان