- آنها از گوشت ساخته شدهاند!
برگردان مانی بدیعی - از بخش علمیتخیلی
به تاریخ سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴بخشی از داستان...
گوشت چطوری میتونه ماشین بسازه. تو از من میخوای گوشت هوشیار رو باور کنم ؟- من ازت نمیخوام، دارم بهت میگم، این مخلوقات تنها نژاد با قوه ادراک در این منطقه هستند و آنها از گوشتند.- شاید اونها مثل اورفالیها باشند. میدونی کربن متراکم هوشمند که خودشو در ظاهری گوشتی جا داده.- نه، آنها گوشت به دنیا میان و گوشت میمیرن... ما روی برخی از اونها مطالعه کردیم عمرشون زیاد طول نمیکشه.- هیچ نظری درمورد این که طول عمر گوشت چقدر هست، نداری ؟ - راحتم... مطالعه این داستان
- دکمهی آنت را بزن
برگردان محمدرضا قربانی - از بخش فانتزی
به تاریخ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۵بخشی از داستان...
رمانهایی چون «مرد ناطق (1986)» و «آتش روی کوهستان (1988)» و داستانهای هنرمندانهی «خرسها آتش را کشف میکنند (1993)» استعداد بکری را نشان میدهد که همیشه با مرزهای فانتزی دست و پنجه نرم میکند. حتی داستانی که در ادامه میآید، و یکی از سادهفهمترینِ داستانهای اوست، فرق زیادی با یک داستان ساده دارد. به پول تو سه سوت خوش آمدید.با 1343 شعبهبرای ارائهی خدمات در تمام نقاط شهرلطفاً کارت پول تو سه سوت خود را وارد کنیدمتشکرمحالا شمارهی پول تو... مطالعه این داستان
- بیلی و یک جن
برگردان شیرین ساداتصفوی - از بخش فانتزی
به تاریخ یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷بخشی از داستان...
فکر کنم یه جنه.»
مادر بیلی گفت: «جنها فقط قصهاند.»
بیلی گفت: «توی تاریکی برق میزنه.»
پدر بیلی گفت: «برگرد توی تختت.»
*
تخت بیلی به شکل یک اتومبیل مسابقه بود. یک آدم کوچولو جلوی تخت، کنار فرمان نشسته بود.
بیلی پرسید: «تو یه جنی؟»
«کی میخواد بدونه؟»
«من. اینجا اتاق منه.»
جن گفت: «خوب که چی؟»
بیلی در این مورد فکر کرد و گفت: «تو واقعا یه جنی؟»
«تو واقعا یه پسر کوچولویی؟»
«چه سوال احمقانهای.»
«تو یه پسر کوچولوی... مطالعه این داستان